اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز

ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )
علی مشکل گشا

علی مشکل گشا
هر زمان می گفت از صدق و صفا / مشکلم بگشا تو ای مشکل گشا
قالب وبلاگ

پيامبر اسلام در سال هفتم هجرت تصميم به خلع سلاح يهوديان خيبر گرفت.انگيزه رسول الله در اين اقدام دو امر بود:

1- خيبر به صورت كانون توطئه و فتنه بر ضد حكومت نوبنياد اسلامى در آمده بود و يهوديان اين قلعه بارها با دشمنان اسلام در حمله به مدينه همكارى داشتند،بويژه در جنگ احزاب نقش مهمى در تقويت‏سپاه احزاب داشتند.

2- گرچه در آن زمان ايران و روم به صورت دو امپراتورى بزرگ،با يكديگر جنگهاى طولانى داشتند،ولى ظهور اسلام به صورت يك قدرت سوم براى آنان قابل‏تحمل نبود،ازينرو هيچ بعيد نبود كه يهوديان خيبر آلت دست كسرى يا قيصر گردند و با آنها براى كوبيدن اسلام همدست‏شوند و يا همانطور كه مشركان را بر ضد اسلام جوان تشويق كردند،اين دو امپراتورى را نيز براى درهم شكستن قدرت اين آيين نوخاسته تشويق كنند.

اين مسائل نبي اكرم را بر آن داشت كه با هزار و ششصد نفر سرباز رهسپار خيبر شود.

قلعه‏هاى خيبر داراى استحكامات بسيار و تجهيزات دفاعى فراوان بود و مردان جنگى يهود بشدت از آنها دفاع مى‏كردند.

با مجاهدتها و دلاوريهاى سربازان ارتش اسلام قلعه‏ها يكى پس از ديگرى اما به سختى و كندى سقوط كرد ولى دژ«قموص‏»كه بزرگترين دژ و مركز دلاوران آنها بود،همچنان مقاومت مى‏كرد و مجاهدان اسلام قدرت فتح و گشودن آن را نداشتند و سردرد شديد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مانع از آن شده بود كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در صحنه نبرد شخصا حاضر شود و فرماندهى سپاه را بر عهده بگيرد،ازينرو هر روز پرچم را به دست‏يكى از مسلمانان مى‏داد و ماموريت فتح آن قلعه را به وى محول مى‏كرد ولى آنها يكى پس از ديگرى بدون اخذ نتيجه باز مى‏گشتند.روزى پرچم را به دست ابو بكر و روز بعد به عمر داد و هر دو نفر بدون اينكه پيروزى به دست آورند به اردوگاه ارتش اسلام بازگشتند.

تحمل اين وضع براى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بسيار سنگين بود.حضرت با مشاهده اين وضع فرمود:«فردا اين پرچم را به دست كسى خواهم داد كه خداوند اين دژ را به دست او مى‏گشايد;كسى كه خدا و رسول خدا را دوست مى‏دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مى‏دارند»  .آن شب ياران پيامبر اسلام در اين فكر بودند كه فردا پيامبر اعظم پرچم را به دست چه كسى خواهد داد؟هنگامى كه آفتاب طلوع كرد سربازان ارتش اسلام دور خيمه پيامبر را گرفتند و هر كدام اميدوار بود كه حضرت پرچم را به دست او دهد.در اين هنگام پيامبر فرمود:

على كجاست؟عرض كردند:به درد چشم دچار شده و به استراحت پرداخته است. رسول الله فرمود: امام على را بياوريد.وقتى امير مؤمنان عليه السلام آمد،حضرت براى شفاى چشم او دعا كرد و به بركت دعاى رسول الله ناراحتى على عليه السلام بهبود يافت.آنگاه پرچم را به دست او داد.

على عليه السلام گفت:

يا رسول الله آنقدر با آنان مى‏جنگم تا اسلام بياورند.پيامبر فرمود:به سوى آنان حركت كن و چون به قلعه آنان رسيدى،ابتداءا آنان را به اسلام دعوت كن و آنچه در برابر خدا وظيفه دارند(كه از آيين حق الهى پيروى كنند)به آنان يادآورى كن.به خدا سوگند اگر خدا يك نفر را به دست تو هدايت كند،بهتر از اين است كه داراى شتران سرخ موى باشى.  على عليه السلام رهسپار اين ماموريت‏شد و آن قلعه محكم و مقاوم را با شجاعتى بى‏نظير فتح نمود.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ شنبه 10 تير 1391برچسب:, ] [ 9:35 ] [ علی ] [ ]

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دوستان عزیزم به وبلاگ خودتون خوش اومدید این وبلاگ مختص آقا علی بن ابیطالب هست امیدوارم با دیدن و وقت گذاشتن توی این وبلاگ راضی و خرسند باشید
نويسندگان
امکانات وب

آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 10
بازدید ماه : 9
بازدید کل : 140335
تعداد مطالب : 81
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

ابزار پرش به بالا

ایران رمان
ابزار های مفید وبلاگ نویسان